ستار اورکی - اگر بخواهیم بیوگرافی سینما را معرفی کنیم،تقریباً می توانیم از سال 1921 میلادی را در نظر بگیریم که برای موسیقی فیلم یک پیانیست پای پرده وجود داشت و زمانی که تماشاگر تصویر را می دید،پیانیست پای پرده می نشست و با مشقت زیاد پیانو می زد و با تصاویر همزمان سینک می کرد تا تماشاگر بشنود.کم کم به صورت تک سازی موسیقی هایی ضبط می شد و روی تصویر می گذاشتند.در سال های بعد،ضبط موسیقی به صورت ارکسترال صورت می گرفت که باز این هم شامل چند بخش است.ما موسیقی راک،پاپ،جاز و موسیقی های مدرن در تصاویر داشتیم،موسیقی رمانتیک و کلاسیک هم داشتیم.در ایران هم ما جنبه ای از موسیقی سنتی و پاپ خود را داشتیم که غالباً الان دیگر موسیقی پاپ در تصاویر ما حکمرانی می کند.
اینکه موسیقی پاپ حکمرانی می کند ، بیشتر به خاطر تغییر کردن ذائقه مردم است و همان طور که اگر دقت کنید،نوع لباس پوشیدن مردم هم با دهه های گذشته با موسیقی که می شنیدند همگون بوده است؛اما امروز نوع لباس پوشیدن ما با موسیقی که امروز بیشتر رواج دارد،نزدیک تر است.در واقع،تا حدودی ذائقه سازی هم شده . موسیقی . پاپ در حقیقت متعلق به ما نیست و از کشورهای اروپایی و آمریکایی آمده است و البته هستند آهنگسازانی که دلسوزانه می کوشند تا این را به دور کنند.من خود در کارهایم تا آنجا که ممکن باشد تلاش می کنم از نغمه ها و سازهای ایرانی مانند سنتور،دف و...استفاده کرده و در عمق موسیقی پاپ جای دهم که بدین ترتیب خلوص نیت ایرانی را بتوانیم در آن اثر ببینیم؛اما برخی به اشتباه موسیقی پاپ را رواج داده اند که این بسیار تخریب کننده است و من اعتقادی به این امر ندارم.ما باید به موسیقی سنتی و ملی خود که واقعاً موسیقی بزرگی است و من خود بسیار از آن در کارهایم الهام می گیرم،توجه بیشتری نشان دهیم؛اما متأسفانه در تصاویرمان نمی توانیم به صورت قطعی این نوع موسیقی را لحاظ کنیم؛چون تصاویر ما هم کمی حالت غیرایرانی دارد و بیشتر الهام گرفته از هالیوود و سینماهای بزرگ دنیاست.
نگاه پیش از انقلاب درباره استفاده از ترانه در فیلم و سریال با توجه به آنچه که پیش از انقلاب بود، نگاه عامیانه تری بود و مردم ما هم مردم عامیانه تری بودند و کارگردان خواه ناخواه در همان سطح هم باید فیلم می ساخت.اصولاً در یک جامعه هنرمندان هستند که فرهنگسازی می کنند و من بارها روی این نکته تأکید کرده ام که فرهنگسازترین قشر در هر مملکت،هنرمندان هستند و در آن زمان شاید سلیقه و توانایی کارگردانان بیش از آن نبوده و ترانه هم جایگاه خاصی داشت که مردم بتوانند بار آن یکی دو ساعت را که برای دیدن فیلم وقت می گذاشتند را تحمل کنند و به ذائقه شان سازگارتر باشد . اما امروز نگاه مردم تخصصی تر شده و بالاتر رفتن سطح ادراک مخاطبان باعث شده که ما بتوانیم تصاویر و موسیقی بهتری را ارائه کنیم . من غالباً اعتقاد چندانی به استفاده از ترانه در موسیقی فیلم ندارم. هرچند اگر در برخی فیلم ها اتفاق بیفتد، شاید چندان بد هم نباشد و حتی به تصویر و مضمون فیلم هم کمک کند.
برخی فیلم ها هم اگر چه عامیانه ساخته می شوند؛اما هدف آنها فرهنگسازی برای قشر خاصی است و باز به نظر من بد نسیت که در آنها از ترانه هم استفاده شود و البته در حالتی که اختیار کامل دست آهنگساز باشد، نه تهیه کننده و کارگردان تا وی بتواند ترانه سرا و خواننده اش را انتخاب کند.در ضمن بودجه کافی در اختیار داشته باشد تا بتواند ارکستر و استودیو و حتی در صورت نیاز Sample از نوع خوب انتخاب کند.
موسیقی فیلم را می توان مرز برخورد و تقابل دو هنر دانست؛ دو هنر زیبا که با تکیه بر این فصل مشترک زیباتر هم می شوند. موسیقی فیلم می تواند و حتی موفق هم شده که به یک هنر زیبا بدل شود؛ اما این هنر در زمینه خود هنری تخصصی و کاربردی است و در واقع به واسطه دو هنرمند متجلی می شود.همان طور که تولد سینما در ابتدا یک پدیده غیرمنتظره بود،آینده آن نیز نامشخص است.قدرت موسیقی به عنوان یک هنر در کنار فیلم بسیار حائز اهمیت است؛یک بار برای آراستن و زیبا جلوه دادن فیلم و بار دیگر برای نجات فیلم در کنار آن قرار می گیرد و این خود حاکی از استقلال و استحکام موسیقی در کنار سینماست و در حقیقت،این سینماست که باید بسیار با احتیاط با موسیقی برخورد کند.
بی تردید افرادی که بدون داشتن علم موسیقی در این راه قدم می گذارند،سبب لطمه خوردن به هنر آهنگسازی خواهند شد و در مقابل،آهنگسازان با تجربه همواره می کوشند تا هنر موسیقی در کنار هنر سینما باز هم هنر باقی بماند.اهمیت آهنگسازی برای یک فیلم تا بدانجاست که گاهی موسیقی می تواند سریع تر از تصاویر موضوعی را به ما بگوید.موسیقی می تواند به سرعت حالت را دگرگون ساخته و برش های سریع تصاویر را متحد کند.همنچنین قادر است که نقاط اوج را دراماتیک تر و صحنه های اوج را با شکوه تر کند.
منبع: لوح